تبلیغات
فریادزیرآب - سقوطم از آسمان

...خوش آمدید

نازنینم بی نهایت از حضورت خوشحالم! با تمام وجود می گم خوش اومدی و دوستت دارم! حرف زیادی واسه گفتن نیست جز اینکه : فریاده من شکایته یه روحه بیقراره روحه که خسته از همه زخمیه روزگاره


سقوطم از آسمان

یه بار دیگه 9 اسفند رسید ، اینبار دفعه 22 هست که جدی تر از قبل ،  بودن رو حس می کنم ، نفس کشیدن ، زندگی ، حس تولد ، شروع دوباره و این بار در مرحله ی جدیدی از زندگی ، با یه حس و حال تازه . هیچ کدوم از این سال ها مثل هم نبوده ، همونطور که واسه هیچ کس نبوده .

دارم به گذشته فکر می کنم ، یاد سال های قبل می افتم ، حداقل نصف این سال ها . سال هایی که چه تولد های شلوغی رو داشتم . سال هایی که چه جمعیتی در کنار هم بودیم .اغلب تولدهای من آخرین مهمونی سال و جمع شدن فامیل دور هم بود و همینطور یکی از تولدهایی بود که همیشه جشن می گرفتیم . کلا توی خانواده ی ما به جشن تولد خیلی بها داده میشه طوری که تولد 3 سالگی که تقریبا مقارن با شب هفت یکی از اقوام نزدیک بود همه با لباس های عزا واسه لحظاتی دور هم جمع شدند حتی صاحب عزا. بزرگ و کوچیک باید جشن بگیرن ، واسه همین کم پیش میاد که توی یک ماه یک تولد نریم !

دلم واسه اون روزها خیلی تنگ شده ، خیلی ، واسه خیلی چیزها و خیلی افراد ، حالا دیگه واسه اون آرزویی که مدت هاست دارم باید 1 سال دیگه رو به جمع اون سال ها اضافه کنم ، به قول ما کامپیوتری ها sum:=sum+1

مدت هاست که این سام ما داره رشد صعودی می کنه و با رشد اون طاقت من و ما نزول پیدا می کنه .

امسال خیلی تولد جهانی ای داشتم ! هنوز 9 اسفند نشده کلی کارت تبریک و آف و اس ام اس و کامنت داشتم . شاید هم علتش اربعین بوده . اما خوشحالم ، خوشحالم از اینکه میبینم از چه دوستانی پیام تبریک داشتم ، حالا که فکر می کنم میبینم تعداد دوستانم با این اخلاق مزخرفم خیلی هم کم نیست ، تعداد اون هایی که دوستشون دارم و دوستم دارند، حالا که از دوستام جدا شدم می فهمم هنوز هم به یادم هستند و این برام لذت بخش هست . از همه شون متشکرم .

ممنونم از همون جمعیت شلوغی که دیگه اینجا نیستند اما وقتی اسفند میرسه و کامپیوترم رو روشن می کنم اولین رد پاها از اون عزیزان هست که می بینم وبا دیدن این رد پاها و مهربانی ها هر سال ناخودآگاه باعث میشه تا لحظاتی به گذشته فکر کنم .

از غریب آشنای مهربونم که فقط خودش میدونه چقدر دوستش دارم و دیوانه وار پرستشش می کنم  یاز هم تشکر می کنم .

همینطور از دوست عزیزی که ابتکار جالبی به خرج دادند و تصویر این پست را برام ارسال کردند .

خب من 7ساعت دیگه به زمین سقوط می کنم !

 

 باز هم اسفند ماه اومد و هنوز نیامده حس می کنم داره میره . با اینکه شاید فقط یک روز یا دو روز از ماه های دیگر سال کمتر باشه اما واسه من که زود میگذره . اسفندی که همه میخوان از شرش زودتر خلاص بشن و سال جدید رو بعد از اون جشن بگیرن ، اسفندی که دیگه به چیزهای که روزگاری برامون نو ، ارزشمند و تازه بودند دیگه نگاه نمی کنیم و به همه شون بی مهری می کنیم . به همه شون حتی به ماه اسفند !

فلش بکی به پست های سال های قبل :

http://faryadzireab64.mihanblog.com/Post-122.aspx

http://faryadzireab64.mihanblog.com/Post-298.aspx

http://faryadzireab64.mihanblog.com/Post-123.aspx

http://faryadzireab64.mihanblog.com/Post-299.aspx

 


[ به قلم : فرناز ] [ساعت : 02:02 ق.ظ ] [ موضوع : عمومی , ]
[ نظرات []] [لینک ثابت ] [ صفحه بالای ] [ نوشته شده در تاریخ : پنجشنبه 9 اسفند 1386 ]


تبلیغات

محل درج تبلیغات شما

© استفاده از مطالب و تصاویر مندرج در این وبلاگ با اطلاع قبلی نویسنده آن بلامانع است
Copyright © 2006-2008 Lover Tanha Team Web Development, All rights reserved