تبلیغات
فریادزیرآب - اندر احوالات پایتخت برفی

...خوش آمدید

نازنینم بی نهایت از حضورت خوشحالم! با تمام وجود می گم خوش اومدی و دوستت دارم! حرف زیادی واسه گفتن نیست جز اینکه : فریاده من شکایته یه روحه بیقراره روحه که خسته از همه زخمیه روزگاره


اندر احوالات پایتخت برفی

بعد از یک هفته از تعطیلی مدارس شهر تهران امروز بچه ها رهسپار مدرسه های خود شدند که ظاهرا این رفتن هم برای خود ماجرایی داشته است !

 

به خاطر صرفه جویی در مصرف گاز ( یادمون باشه که صرفه جویی هنر است ) ! امروز کلیه ی شوفاژهای مدرسه خاموش بوده و آهن ها جز سردی چیز دیگری نداشتند ! و این درد خنده آور یک مملکت نفت خیز هست !

 

حالا نباید از این نکته هم غافل بشیم که مدرسه بعد از یک هفته تعطیلی و متروک بودن چه شرایط جوی را داشته !

 

مدرسه ای که حیاطش هنوز 20 ، 30 سانت برف داشته که هیچ کس به خودش زحمت پارو کردن رو هم نداده  و چه هوای سرد و ساکنی که در محیط باقی مونده بوده .

 

تعطیل کردن و بی برنامگیشون یک مصیبت هست و حالا بازگشایی شون هم هزار مصیبت .

 

نهایتش این هست که بچه های مردم در فصل امتحانات یک سرمای توپ می خورند و خونه نشین می شن و بعضا والدینشون رو هم از زندگی و کار روزانه و اداره ها ساقط می کنند یا از نگاه دیگری کارمندان چاره ای جز فرستادن بچه ها به مدرسه ندارند که الزاما خیلی های دیگه هم مریض میشن !

 

 

در نگاه دیگه باز هم صزفخ جویی در نوع خودش بی نظیر بوده .

 

بابا تعریف می کرد در اداره ی ثبت دیروز یک بخاری روشن بوده که به زور محیط رو گرم نگه می داشته اما امروز همون بخاری رو هم برداشته بودند که وظیفه دینی ادا بشه و صرفه جویی انجام بشه !

 

انقدر اونجا سرد بوده که حتی خودکارها هم توان نوشتن نداشتند !

 

یکی از کارمندان به کنایه میگه دیروز این بخاری ها خودکارهامون رو گرم می کردند اما امروز دیگه خودکارهامون نمینوسن و عملا امروز اداره ی ثبت تهران به خاطر عمل خطیر " صرفه جویی " نیمه تعطیل بوده !

 

حالا این روزها باید هی زیرنویس بخونیم که آمریکا هم برف اومده ، یخبندان شده ، دما انقدر زیر صفر رفته ، راستی سوخت کشور روسیه جیره بندی شده ، در تاجیکستان 70 نفر جان سپردند ، عراق سپید پوش شده و ......

 

باید بخونیم و خوشحال باشیم که ما سوخت داریم و جیره بندی نشده بلکه خودمون باید با فرهنگ باشیم !!!!!! البته با فرهنگ نه بلکه هنرمند ، خوشحال باشیم که کشته و یخ زده نداریم ، باید خوشحال باشیم که Repoblic داریم که ..........

 

آره خوشحال باشیم !

 

البته نه مدارس تعطیل شده نه ادارات و نه شهر ! انقدر هم نگفتند ما از آر ماه پیش بینی کرده بودیم ، کیسه های شن و نمک آماده کرده بودیم ، نیروها رو بسیج کرده بودیم .

 

خدا رحم کرد که پیش بینی کرده بودند !


[ به قلم : فرناز ] [ساعت : 03:01 ق.ظ ] [ موضوع : عمومی , ]
[ نظرات []] [لینک ثابت ] [ صفحه بالای ] [ نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 23 دی 1386 ]


تبلیغات

محل درج تبلیغات شما

© استفاده از مطالب و تصاویر مندرج در این وبلاگ با اطلاع قبلی نویسنده آن بلامانع است
Copyright © 2006-2008 Lover Tanha Team Web Development, All rights reserved