تبلیغات
فریادزیرآب - مملکت بی ....

...خوش آمدید

نازنینم بی نهایت از حضورت خوشحالم! با تمام وجود می گم خوش اومدی و دوستت دارم! حرف زیادی واسه گفتن نیست جز اینکه : فریاده من شکایته یه روحه بیقراره روحه که خسته از همه زخمیه روزگاره


مملکت بی ....

چند روزی هست دارم به این فکر می کنم که این مردم مملکت ما فقط بلدند ادای یه چیز رو در بیارن .

امروز توی بانک انقدر عصبانی شدم که نیاز به فریاد پیدا کردم .

حدود 2 هفته پیش بود که ضبط منزل رو بردیم واسه تعمیر به " نمایندگی مجاز سونی " . به قول خودشون اولین مرکز ایزو 9001 دار ایران در این زمینه !

رفتیم قسمت تحویل کالا و یه آقایی که مثل قصاب ها بود افتاد به جون ضبط بیچاره . چنان درش رو باز و بسته می کرد ، کاست و سی دی ها رو جا به جا می کرد که من فکر کردم اگه ایراد هم نداشته باشه با این خشونت بلاخره نیاز به یک تعمیر اساسی پیدا می کنه . خلاصه گفت ایراد از اپتیک هست و اولین کاری که همیشه بلدند رو انجام داد ، یعنی راهنمایی به بخش صندوق و صدور فاکتور . ایراد دیگه هم شکستن سر ولوم بود که دیگه سر جاش نمی ایستاد . گفت اون قطعه رو هم داریم و براتون تعویض می کنیم .

متصدی باجه گفت فردا صبح تماس بگیرید ، احتمالا ضبط حاضر هست و می تونید برای تحویل بیایید . فردا صبح تماس گرفتیم و گفتند دستگاه حاضر هست اما منتظر سر ولوم هستیم ( این قطعه در مجاز موجود نبوده ) گفتیم باشه بمونه که کامل بشه و بعد ترخیصش کنیم . نزدیک دو هفته تمام زنگ زدیم و هر روز مطلع می شدیم که سر ولوم موجود نیست !

دیروز وقتی دوباره همین جواب رو شنیدیم قرار شد بریم دستگاه رو تحویل بگیریم و هزینه سر ولوم رو بپردازیم ، وقتی قطعه اومد تماس بگیرند و بریم تحویل بگیریم . هماهنگ کردیم که ما داریم میاییم واسه تحویل .

ساعت حوالی 12 بود که رسیدیم . متصدی گفت چند لحظه تشریف داشته باشید . ما منتظر موندیم . اما یه انتظار طولانی . بعد از کلی تلفن بازی و پچ پچ کردن با مسئولین متصدی و سر رفتن حوصله ی من و بابا ( یعنی به جوش اومدن و نگاه های چپ چپ ) برگشت گفت آقای ...... دستگاه حاضر هست اما باید جمع بشه ممکنه 2 ساعتی طول بکشه !!! میخواین تشریف ببرید که معطل نشید ! بابا گفت مگه من تماس گرفتم نگفتید حاضر هست و گفتید من مقدماتش رو انجام میدم ؟ گفت چرا ولی فکر نمی کردم انقدر زود تشریف بیارید !

بابا گفت شما که 2 هفته هست میگید آماده هست پس چرا جمعش نکردید ؟ یارو گفت : آخه منتظر سر ولوم بودیم !!!!!!!! این حرف رو که زد میخواستم خر خره اش رو بجو ام ! چون احساس کردم داره به شعور آدم ها توهین می کنه . آخه سر ولوم که از بیرون میافتاد نیازی به باز و بسته کردن پیچ نیود ! قرار شده بود ما دستگاه رو بگیریم و بعد سر ولوم رو خودمون بزنیم . بابا هم عصبانی تر از من شده بود و حسابی توپید به یارو . چون مشکل روز فرد و زوج هم در اون منطقه بود ، هر روزی نمیتونستیم بریم . خلاصه یارو گفت من میگم زود جمعش کنند شما برید یه دور بزنید و بیایید . در حال دور زدن بودیم که 2 تا زنگ زد و قطع کرد . بعد که برگشتیم بابا پارک نکرد و به من گفت برو ببین چی شد ؟ تا رسیدم داخل گفتش خیلی !!! زنگ زدم اما جواب نمی دادید ! می خواستم بگم بچه ها مکانیزم !! رو بستند رو دستگاه و مکانیزم نو ایراد داشته و الآن مکانیزم نو موجود نیست . تحویل افتاد واسه دو سه روز دیگه !! منم عصبانی شدم ، گفتم مطمئنید مثل سر ولوم انداختنتون نیست ؟ یارو سرخ و سفید شد و گفت به محض آماده شدن باهاتون تماس می گیریم از قول من از بابا هم بسیار زیاد عذرخواهی کنید . گفتم : شما اگه یه ذره با مسئولیت تر کارهاتون رو انجام بدید نه نیاز به معذرت خواهی دارید و نه موش و گربه یازی و اومدم بیرون .یعنی عملا در اون ۲ هفته در ضبط باز هم نشده بود و خالی بسته بودند و فکر کرده بودند تا سر ولوم نیاد ما نمیریم و متصدی هم دروغی در مورد تحویل گفته بود که توش مونده بود .  جرات نداشتم به بابا بگم چند روز دیگه ! خیلی عصبانی بود . 1 ساعت بود عاطل و باطل دور خودمون می چرخیدیم .

از اونجا اومدیم رفتیم بانک نرم افزاری دانش پژوهان .

هفته ی قبل یه سی دی برده بودم که خراب شده بود برام تعویض کنند اما از جایی که ما فقط بلدیم پست و لقب بدیم پشتیبان محترم تشریف نداشتند ، پسره شماره گرفت گفت به محض اینکه پشتیبان بیاد باهاتون تماس میگیریم ، اصلا سی دی رو با پیک می فرستیم بیاد .

بعد از یک هفته که خبری ازشون نشد رفتم اونجا ، پسره کلی کلاس کامپیوتری برام گذاشت .

خانم شما سی دی رو توی دی وی دی رام استفاده کردید یا سی دی رام ؟ خانم ویندوزتون چیه ؟ خانم سی پی یو چقدره ؟ خانم شماره شناسنامه تون چنده ؟؟؟!!!!  اه ! آخه مرتیکه من که داشتم از این سی دی رو سیستمم استفاده می کردم که دیگه نباید ازم از این سوال ها بپرسی !

خلاصه بعد از نیم ساعت که دنبال سی دی گشتن و آمده کردند از اونجا اومدم بیرون .

یاد دو سه سال پیش افتادم . سی دی درایو کامی ایراد پیدا کرده بود . برده بودیم گارانتی . یارو کلی مضخرف تحویلمون داد ، آ[رش هم یه چیزی سر گرفت و گفت بهتر از مارک اصلیش روش انداختم . مودمم خراب بود و شامل گارانتی می شد ، کلی اضافه گرفتند و گفتند این مدل که میندازیم بهتره !!

امروز رفته بودم بانک . 2 روز به پایان پرداخت قبوض تلفن و موبایل مونده بود . توی خونه ی ما این قبض ها همیشه مهمون خودم هست و کسی بانک برو نیست !

رفتم بانک معروف و مورد علاقه ی آقای خالقی !

دیدم بی نهایت شلوغه . رفتم روزنامه گرفتم و یه چرخی زدم و دوبره رفتم که کمی خلوت تر شده بود . توی بانک خدا را شکر باجه های کلر و سپهر و سنتی از هم جدا هست . از 2 تا سنتی همیشه یکی از متصدی ها نیست ! و عملا این بانک تنها یک سنتی فعال داره . اغلب همه اومده بودند قبض پرداخت کنند . جلوی من آقایی بود که فکر کنم قبض های تلفن ثابت و همراه تمام 24 واحد ساختمونشون ( هر خانوار چند قبض ) رو جمع کرده بود و آورده بود . مبلغ کل روی هم شد 340000 تومان !!

تا نوبت این آقا رسید اپراتور که یه دختر خیلی لوس ! هست نگاهی به قبض ها کرد و شروع کرد غر غر کردن و گفت باز که شما این قبض های زیاد رو آوردید . این آخرین بار هست که ازتون میگیرم . از ماه بعد همه میشه الکترونیکی ! آقا خیلی مظلوم بود و از قشر خیلی ضعیف جامعه و بله قربان گو به نظر میومد . گفت باشه ، بهتر ما هم دیگه این همه توی صف معطل نمیشیم ! دختره هم گفت : خسته شدم از صبح همه اش دارم قبض تحویل می گیرم ، اینجا هیچ عملیات بانکی جز تحویل قبض از صبح انجام نشده . بیچاره مرده هیچی نگفت . اما من که خیلی زیاد عصبانی شده بودم قاطی کردم . هر چی فکر کردم دیدم این باجه وظیفه ای جز نقد کردن تراول و دریافت قبض نداره ، پس چرا انقدر داره غر می زنه ؟ نگاهی به ساعت کردم دیدم آره ! نزدیک ناهار هست و یه صف طولانی در انتظار هستند . خوب زورش میومد از یک نفر 30 تا قبض بگیره در حالی که 10 نفر 2 ، 3 قبضه منتظر هستند . اینجوری خیلی دیر به ناهار خوردن می رسید .

خلاصه با کلی ناز و کرشمه کار مرده رو انجام داد و رفت . نوبت به من رسید ، می خواستم حرصش رو در بیارم . ( یکی از کارهای مورد علاقه ام کل کل کردن با دختر ها و زن های مسئول انجام کار در این جور مراکز دولتی هست ) . دونه دونه قبض ها رو در آوردم و گذاشتم روی پیشخون . اول قبض موبایل ، دوم تلفن 1 ، سوم موبایل 2  ، گواهینامه و تراول . یه نگاه به قبض ها کرد و تا اومد حرف بزنه گفتم اینم چهارمی ! قبض تلفن 2 رو هم دادم . چشم و ابرویی نازک کرد و گفت چه خبره ؟  چقدر من امروز قبض بگیرم آخه ؟  

من هم که منتظر بودم حرف بزنه گفتم ببخشید دیدم سوپر کناری شلوغه گفتم بیام اینجا پرداخت کنم !! ( مجاور بانک سوپری هست که اغلب چک پول هامون رو اونجا نقد می کنیم ! با این اوصاف باید قبض هامون رو هم اونجا پرداخت کنیم ) . اینو که گفتم صف پشت سرم همه زدند زیر خنده و حرفم رو تایید کردند .

قبض ها رو ماشین کرد و با بی حوصلگی نیمه پرتاب ! کرد جلوم . منم قبض ها رو برداشتم و اومدم !

اما نیومدم بیرون . مستقیم رفتم پیش رئیس شعبه . گفتم ببخشید من بخوام قبض پرداخت کنم باید کجا مراجعه کنم ؟ گفت دخترم برو باجه سنتی 1 . گفتم اتفاقا از همون جا دارم میام اما ظاهرا اپراتورتون دوست دارنر تشریف ببرن خش سپهر فعالیت کنند ! گفت متوجه نمیشم ! براش شرح ما وقع رو توضیح دادم و گفتم میدونید که اگر چنین عدم دریافتی گزارش بشه خیلی واسه بانکتون بد میشه . به علامت تایید سرش رو تکان های سریعی داد و گفت من حتما رسیدگی می کنم و ازش توضیح می خوام .

از بانک اومدم بیرون ، اما هنوز عصبانیتم فرووکش نکرده بود .

توی این مملکت پول هم که می خواهیم بدیم باید مجیز بگیم . میریم گارانتی برعکس همه دنیا که مشتری رو روی هوا می زنند نیذارن آب توی دلش تتکون بخوره ، اما اینجا آنچنان حرف می زنند که انگار فی سبیل الله. کار انجام دادند یا واسه صدقه سری !

بانک که وظیفه ای جز خدمات ریالی نداره ، بانکی که تعریف هر کار برای باجه های جداگانه اش شده این طور اعصاب ارباب رجوع رو خرد میکنه .

این ها فقط چند نمونه ی بارز توی 2 هفته ی اخیر بود . الآن که فکر می کنم می بینم ما توی تمام مراجع ازآموزش و پرورش گرفته تا سازمان ثبت و احوال و دارایی و فنی و حرفه ای و ........  این مشکلات رو داشتیم . ( طرف توی ثبت روزه گرفته ، مردم باید تاوان شب زنده داری یارو رو پس بدن )

یادم نمیره دانشگاه قبول شده بودم ، به خاطر کم کاری آموزشگاه دیپلم نداشتم و این مساله برابر بود با کان لم یکان قبولی !! کار پیش نرفت تا بحث شکایت اومد وسط .

یکی از دوستام همین الآن نمیتونه مدرک کاردانی بگیره چون .......

خیلی مفصل هست و تخصصی و از حوصله ی این بحث خارج . اما به همین نکته بسنده میکنم که به خاطر این اهمال کاری ها مدرک فوق دیپلم به سال 86 گرفته اما دیپلمش اعتبار نداره و اگه طبق تبصره های الکی پیش بره دیپلمش میشه سال 87 !!! و این یکی از بزرگترین عجایب آموزش و پرورش و آموزش عالی هست .

حالا آروم میگیرم . نباید توی این مملکت از اینکه سازمان سنجش منبع دروس کنکوری رو اعلام نمیکنه ناراحت بود .

ارزش قائل نبودن برای وقت دیگران و انجام ندادن حداقل وظیفه از حداکثر آن و ادعای بیخود داشتن

 


[ به قلم : فرناز ] [ساعت : 03:10 ق.ظ ] [ موضوع : عمومی , ]
[ نظرات []] [لینک ثابت ] [ صفحه بالای ] [ نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 6 آبان 1386 ]


تبلیغات

محل درج تبلیغات شما

© استفاده از مطالب و تصاویر مندرج در این وبلاگ با اطلاع قبلی نویسنده آن بلامانع است
Copyright © 2006-2008 Lover Tanha Team Web Development, All rights reserved