تبلیغات
فریادزیرآب - یه بازی دیگه

...خوش آمدید

نازنینم بی نهایت از حضورت خوشحالم! با تمام وجود می گم خوش اومدی و دوستت دارم! حرف زیادی واسه گفتن نیست جز اینکه : فریاده من شکایته یه روحه بیقراره روحه که خسته از همه زخمیه روزگاره


یه بازی دیگه

بازی دیگری که توسط شیخ دعوت شدم .

معرفی خویش :

دختر برج حوت ، زیادی لجباز ، بیشتر از یه ذره یک دنده ، بد اخلاق ، خشک و جدی ، درون گرا ، یه صفر و یک دیجیتالی که احساس رو به اسارت منطق برده و بسیار محکوم شده ، دارای نیمه مدرک کامپیوتر

 

فصل و ماه و روز دوست داشتنیم :

بدون تعصبی که روی فصل تولدم داشته باشم باید بگم زمستون . با اینکه فرد به شدت سرمایی هستم که در کل خانواده زبانزد خاص و عام بوده و در فصل زمستان تمام شوفاژ ، فن کوئل ، بخاری و شومینه ها در تمامی منازل در چنگ من هست اما عاشق این فصلم . بارها در مطالبم ذکر کردم که عاشق جنب و جوش مردم در این فصل برای ریزترین کارها مثل سوار شدن تاکسی ، پیدا کردن وسیله نقلیه برای رسیدن به ادارات ، منازل ، دانشگا ها و ... هستم . اسفند ماه را برای  دیدن جنب و جوش مردم برای خرید بهار و خونه تکونی ، آماده شدن برای استقبال از بهار بیش از روز تولدم در این ماه دوست دارم .

 

 

رنگ مورد علاقه ام :

وقتی وارد اتاقم میشیم انگار توی یک استخر 3 متری هستم ! به قول یکی از دوستانم :

 

" فرناز جان بفرما آبی !! "

 

 

غذای مورد علاقه ام :

وای ! عجب بحث سختی !! هر کس من رو از نزدیک بشناسه میدونه که چه مصیبتی هستم !!!!

 

قورمه سبزی ، کتلت ، لازانیا و پیتزا به صورت مشروط !!( بدون سس ، قارچ ، فلفل و .... ) ، کالباس و چلو کباب ، ماهیچه غذاهایی هستند که خیلی دوست دارم . اگه بشینید پای درد و دل مامانم می بینید که هر روز چقدر فکر می کنه تا به جز موارد بالا یه چیزی درست کنه که من بخورم !!!!!!!

 

 

موسیقی مورد علاقه ام :

 

تا جایی که یادم میاد داریوش رو دوست داشتم ! اما الآن 3 ، 4 ماهی هست که صداش رو نشنیدم !!!

اما شلنگ تخته های امروزی رو به طور کامل نفی می کنم . خصوصا ایرانی های مجاز شبکه ایران موزیک !!

داریوش ، ابی ، گوگوش ،  سیاوش قمیشی ، قدیمی های شهرام شب پره  .

 

اما این رو میدونم که هایده و حمیرا و شکیلا رو به هیچ وجه نمی تونم تحمل کنم !!

 

 

بدترین ضد حالی که خورده ام :

 

باز یادم افتاد !!!!!!!!

 

 

ناشیانه ترین عملی که انجام داده ام :

 

خوب خیلی زیاد بوده . مهمترین و آخرینش 2 ماه پیش اتفاق افتاده !!!

 

 

بهترین خاطره ی زندگیم :

خیلی زیاد بوده ، یکیش قبولی دانشگاه اما اونی که باعث شد سر از پا نشناسم مربوط میشه به 20/3/82  و 11 /3 / 82     دیدارهای من و ناصر خان .

 

 

بدترین خاطره ی زندگیم :

22/4/86

 

که را دعـــا می کنم :

 

تمام کسانی که دوستشون دارم و بهشون تعلق خاطر دارم .

 

 

که را نفرین می کنم :

 

سازمان رنجش = سنجش  --  طراح سوالات نرم افزار سال 86 -- 

 

محمد رضا رو نفرین نمی کنم اما چشم دیدنش رو ندارم و می خوام سر به  تنش نباشه .

 

 

روزگارم در ده سال آتی :

 

چیست این افسانه ی هستی خدایا چیست

 

پس چرا آگاهی از این قصه ما را نیست

 

 

 


[ به قلم : فرناز ] [ساعت : 07:10 ق.ظ ] [ موضوع : عمومی , ]
[ نظرات []] [لینک ثابت ] [ صفحه بالای ] [ نوشته شده در تاریخ : جمعه 27 مهر 1386 ]


تبلیغات

محل درج تبلیغات شما

© استفاده از مطالب و تصاویر مندرج در این وبلاگ با اطلاع قبلی نویسنده آن بلامانع است
Copyright © 2006-2008 Lover Tanha Team Web Development, All rights reserved