تبلیغات
فریادزیرآب - بهار

...خوش آمدید

نازنینم بی نهایت از حضورت خوشحالم! با تمام وجود می گم خوش اومدی و دوستت دارم! حرف زیادی واسه گفتن نیست جز اینکه : فریاده من شکایته یه روحه بیقراره روحه که خسته از همه زخمیه روزگاره


بهار

بوی باران بوی سبزه بوی خاك


شاخه‌های شسته باران خورده
 پاك


آسمان آبی و ابر سپید


برگهای سبز بیـــــــــد


عطر نرگس رقص
 باد


نغمه شوق پرستوهای شاد


خلوت گرم كبوترهای مست


نرم نرمك می‌رسد اینك
 بهار


خوش به حال روزگار

خوش به حال چشمه‌ها و دشتها


خوش به حال
 لاله‌ها و سبزه‌ها


خوش به حال غنچه‌های نیمه باز


خوش به حال دختر میخك كه
 می‌خندد به ناز


خوش به حال جام لبریز از شراب


خوش به حال آفتاب

نرم نرمك می‌رسد اینك بهار


خوش به حال روزگار
 

ای دل من گرچه دراین روزگار


جامه رنگین نمی‌پوشی به كام


باده رنگین نمی‌نوشی ز جام


نقل و سبزه
 در میان سفره نیست


جامت از آن مِی كه می‌باید تهی است


ای دریغ از تو اگر چون
 گل نرقصی با نسیم


ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب


ای دریغ از ما اگر كامی
 نگیریم از بهار

نرم نرمك می‌رسد اینك بهار


خوش به حال روزگار

گر نكوبی شیشه غم را به سنگ


هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ
 

ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم


ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب


ای دریغ از ما اگر
 كامی نگیریم از بهار

نرم نرمك می‌رسد اینك بهار


خوش به حال روزگار

 


[ به قلم : فرناز ] [ساعت : 03:03 ق.ظ ] [ موضوع : شعر داریوش , ]
[ نظرات []] [لینک ثابت ] [ صفحه بالای ] [ نوشته شده در تاریخ : چهارشنبه 1 فروردین 1386 ]


تبلیغات

محل درج تبلیغات شما

© استفاده از مطالب و تصاویر مندرج در این وبلاگ با اطلاع قبلی نویسنده آن بلامانع است
Copyright © 2006-2008 Lover Tanha Team Web Development, All rights reserved